وحميم

🌐 و صمیمی

«حمیم» در عربی چند معنا دارد، از جمله «دوست صمیمی، خویشاوند نزدیک، همراه گرم و صمیمی»؛ و در برخی متون نیز به معنای «آب بسیار داغ» یا «گرمای شدید» آمده است. در کاربرد انسانی، بیشتر به معنای «صمیمی و نزدیک» است، و در متون دینی یا ادبی ممکن است معانی دیگری هم پیدا کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و صمیمی

📌 و دنج

جمله سازی با وحميم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الاجتماعِ الصغيرِ، سادَ نقاشٌ وحميم بعيدًا عن الرسمياتِ المعتادةِ.

در جلسه کوچک، بحثی دوستانه و غیررسمی و به دور از تشریفات معمول در جریان بود.

💡 كانت العلاقةُ بينَ الجارتينِ وحميم لدرجةِ أنَّ كلَّ واحدةٍ تعرفُ تفاصيلَ الأخرى.

رابطه‌ی بین آن دو همسایه آنقدر نزدیک بود که هر کدام از جزئیات زندگی دیگری خبر داشت.

💡 مستوى خاص وحميم يتعلق بالعلاقة بين الرجل والمرأة: ذكر وأنثى.

سطحی خاص و صمیمی مربوط به رابطه بین زن و مرد: مذکر و مونث.

💡 جلسَ الأصدقاءُ في أجواءِ وحميم يتحدثونَ عن الذكرياتِ القديمةِ حتى منتصفِ الليلِ.

دوستان در فضایی گرم و صمیمی نشستند و تا نیمه شب از خاطرات قدیمی گفتند.

💡 يسمح ركوب الفرس دون سرج باتصال فريد وحميم مع الحصان.

سوارکاری بدون زین، امکان ارتباطی منحصر به فرد و صمیمی با اسب را فراهم می‌کند.

کلمات مرتبط