وحبل

🌐 و طناب

این واژه به معنای «و ریسمان»، «و طناب» یا «و رشته» است. «حبل» در عربی هم به طناب فیزیکی گفته می‌شود و هم در کاربردهای مجازی به پیوند، رابطه یا وسیلهٔ اتصال اشاره دارد. در متون دینی، «حبل» گاهی به معنای «رشتهٔ پیوند» یا «عهد» هم می‌آید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و طناب

📌 و یک طناب

📌 و کمند

📌 و رشته

جمله سازی با وحبل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 العديد من المواقع تحتوي على ألعاب فتاة ركوب الأمواج، وحبل القفز منها.

بسیاری از وب‌سایت‌ها شامل بازی‌های دخترانه موج‌سواری و بازی‌های طناب‌بازی هستند.

💡 وضعَ المتسلّقُ وحبل هُ في الحقيبةِ استعدادًا لصعودِ الجبلِ معَ الفريقِ.

کوهنورد طناب خود را در کیسه گذاشت تا برای صعود به کوه به همراه تیم آماده شود.

💡 كاملاً مع أساور مضادة للرصاص وحبل الحقيقة

مجهز به مچ‌بندهای ضد گلوله و طناب حقیقت‌یاب

💡 استخدمَ المزارعُ وحبل ًا قصيرًا لربطِ البوابةِ الخشبيّةِ بعدَ انتهاءِ العملِ.

کشاورز پس از پایان کار، با طناب کوتاهی دروازه چوبی را بست.

💡 اشترى العاملُ وحبل ًا قويًّا لرفعِ الصناديقِ الثقيلةِ في المستودعِ.

کارگر یک طناب محکم خرید تا جعبه‌های سنگین انبار را بلند کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران