وجبات

🌐 وعده‌های غذایی

«وجبات» جمعِ «وجبة» است و به معنای «وعده‌ها / وعده‌های غذایی» یا «غذاهایی که در نوبت‌های مشخص خورده می‌شوند» به‌کار می‌رود. در فارسی امروز معمولاً برای اشاره به چند نوبت غذا در روز یا چند وعده‌ی خوراک استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 وعده غذایی

📌 غذا

📌 رژیم غذایی

📌 شام ها

📌 ناهار

📌 وعده‌های غذایی

جمله سازی با وجبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يختار الرياضيون وجبات سهلة هضما قبل المباريات حتى لا يشعروا بالتعب.

ورزشکاران قبل از مسابقات وعده‌های غذایی زود هضم را انتخاب می‌کنند تا احساس خستگی نکنند.

💡 اود أن أتعلم الطبخ حتى أستطيع إعداد وجبات صحية بنفسي.

دوست دارم آشپزی یاد بگیرم تا بتوانم خودم غذاهای سالم درست کنم.

💡 يجب تنظيم وجبات الأطفال حتى ينموا بشكل سليم.

وعده‌های غذایی کودکان باید طوری تنظیم شود که به درستی رشد کنند.

💡 يعمل شيف الفندق مع فريقه منذ سنوات، ويُحضّر وجبات مميزة للضيوف يوميًا.

سرآشپز هتل سال‌هاست که به همراه تیمش کار می‌کند و روزانه غذاهای ویژه‌ای را برای مهمانان آماده می‌کند.

💡 خصصت الجمعية وجبات يومية للاكلين في الحي الفقير.

این انجمن وعده‌های غذایی روزانه را برای فقرای محله اختصاص می‌داد.

💡 أخبره الطبيب أن اكِمْ وجبات صغيرة على مدار اليوم.

دکتر به او گفته بود که در طول روز وعده‌های غذایی کوچک بخورد.

💡 وتعلمتِ الفتاةُ الطهيَ من والدتها حتى أصبحت قادرة على إعداد وجبات متنوعة.

دختر آشپزی را از مادرش آموخت تا اینکه توانست غذاهای متنوعی تهیه کند.

💡 عندما تكون وجبات للأطفال متوفرة، يصبح السفر مع العائلة أسهل.

وقتی وعده‌های غذایی برای کودکان در دسترس باشد، سفر با خانواده آسان‌تر می‌شود.

💡 في هذا الفندق، سألت: هل توجد وجبات للأطفال؟

در این هتل پرسیدم: آیا برای کودکان غذا وجود دارد؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران