وبرزت

🌐 و برجسته شد

یعنی «و آشکار شدی / و بیرون آمدی / و نمایان شد». این صورت بیشتر در خطاب به مؤنث یا در ساخت‌های صرفیِ وابسته به «برز» به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پدید آمده است

📌 پدید آمده اند

📌 برخاست

📌 و برجسته شد

جمله سازی با وبرزت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الحفلِ وبرزت مواهبُ الطلابِ في الغناءِ والإلقاءِ والتمثيل.

در این مراسم، استعدادهای دانش آموزان در زمینه سرود، دکلمه خوانی و اجرای نمایش، به خوبی خودنمایی کرد.

💡 ‬أرتوى ظأمها وبرزت أنيابها الصفراء وندب شفتيها‬ ‫املشققتني وقالت بدون تغري يف مالمحها‪:‬‬ ‫ «ملاذا مل تأت متارا لزياريت؟

تشنگی‌اش فروکش کرد، دندان‌های زرد و زخم‌های لب‌های ترک‌خورده‌اش نمایان شد و بی‌هیچ تغییری در چهره‌اش گفت: «چرا تامارا به دیدنم نیامد؟»

💡 أنا نفس ي‬ ‫جالب النحس لم أعد أحتمل فظهر الشيب على رأس ي وبرزت تجاعيد وجهي‬ ‫وأنا لم أتجاوز العشرين بعد!

من همان آدمی هستم که بدشانسی می آورد. دیگر طاقت ندارم، طوری که موی سفید روی سرم و چین و چروک روی صورتم ظاهر شده و هنوز به بیست نرسیده ام!

💡 تلعثمت يداه المرتعشتان بالمفتاح، وبرزت العرق العصبي على جبهته.

دستان لرزانش با تردید کلید را نگه داشتند و عرقی عصبی بر پیشانی‌اش نشست.

💡 » ابتسمت وبرزت أسنان بيضاء ُصفت بحرفية صائغ‬‫لقالدة من لؤلؤ منثور‪.

لبخندی زد و دندان‌های سفیدش که با مهارت یک جواهرساز، مانند مرواریدهای پراکنده، کنار هم چیده شده بودند، نمایان شد.

💡 بعدَ سقوطِ المطرِ وبرزت رائحةُ الأرضِ المبللةِ في كلِّ مكان.

بعد از باران، بوی خاک خیس همه جا را پر کرده بود.

کلمات مرتبط