وبدت

🌐 و ظاهر شد

این شکل یعنی و آغاز شد، و آشکار شد، و پدیدار شد. بسته به سیاق، از فعل «بدا / بدت» می‌آید و برای مؤنث مفرد به کار می‌رود؛ مثلاً «بدت الشمس» یعنی خورشید آشکار شد.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 ظاهر شد

جمله سازی با وبدت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت الفتاتان الحفل معًا وبدت عليهما السعادة.

دو دختر با هم در مهمانی شرکت کردند و هر دو خوشحال به نظر می‌رسیدند.

💡 ‬وبــدت وكأن عمرهــا أزداد‬ ‫ً‬ ‫قالــت والســعادة باديــة عــى وجههــا‪:‬‬ ‫‪ ‬نعم إنه أنا‪.

انگار پیر شده بود. با خوشحالی که از چهره‌اش پیدا بود گفت: بله، خودمم.

💡 التقط المصوّر لحظةً كانت فيها وجهه علی وبدت ملامحه متأثرة بالإرهاق.

عکاس لحظه‌ای را ثبت کرده که صورتش را برگردانده و به نظر می‌رسد خستگی چهره‌اش را تحت تأثیر قرار داده است.

💡 لاحظ الأصدقاء أن وجهه علی وبدت عليه ابتسامة خفيفة رغم قلة النوم.

دوستان متوجه شدند که چهره‌اش نورانی است و با وجود کم‌خوابی، لبخندی کمرنگ بر لب دارد.

💡 بعد الخبر السعيد، وبدت الأم أكثر راحة واطمئنانًا من قبل.

بعد از شنیدن خبر خوب، مادر آرام‌تر و مطمئن‌تر از قبل به نظر می‌رسید.

💡 في الوصف، قيل إن وجهه علی وبدت عليه علامات التعب بعد السفر الطويل.

در توصیفات گفته شده بود که چهره‌اش خسته است و پس از سفر طولانی، نشانه‌هایی از خستگی در چهره‌اش دیده می‌شود.

کلمات مرتبط