والدتی
🌐 مادرم
اسم (noun)
📌 مادرم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مامان من
جمله سازی با والدتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانتْ والدتی سعيدةً جدًا عندما سمعتْ خبرَ نجاحي في الامتحانِ.
مادرم وقتی خبر موفقیت من در کنکور را شنید خیلی خوشحال شد.
💡 قالتْ والدتی عمِّي إنَّها ستزورُهُم في نهايةِ الأسبوعِ.
مادرم به عمویم گفت که آخر هفته به دیدنشان خواهد رفت.
💡 اتصلتْ والدتی بي لتسألَ عن موعدِ وصولي إلى المنزلِ.
مامانم زنگ زد بپرسه کی میرسم خونه.
💡 ساعدتْ والدتی عمِّي في ترتيبِ البيتِ قبلَ وصولِ الضيوفِ.
مادرم به عمویم کمک کرد تا قبل از رسیدن مهمانها خانه را مرتب کند.
💡 ذهبتُ مع والدتی إلى الطبيبِ لإجراءِ فحصٍ دوريٍّ.
من به همراه مادرم برای معاینه روتین به پزشک مراجعه کردم.
💡 تحدثتْ والدتی عمِّي عن أحوالِ العائلةِ والأقاربِ.
مادرم با عمویم درباره خانواده و اقوام صحبت کرد.