والج
🌐 و
«وَالج» واژهای کمتر رایج است و بسته به متن میتواند به معنای «فرو رونده، داخلشونده، یا راهیابنده» باشد؛ در برخی متون کهن از ریشهٔ «ولوج» (داخل شدن) میآید. اگر در نام یا عنوانی آمده باشد، باید با توجه به سیاق معنی شود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جیپی۲
📌 و
📌 وارد سیستم شده
جمله سازی با والج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شعرت بالوجع بعد السقوط على الأرض أثناء اللعب في الحديقة.
بعد از اینکه هنگام بازی در پارک به زمین افتادم، احساس درد کردم.
💡 استمر الوجع في ذراعه طوال الليل حتى راجع الطبيب صباحًا.
درد بازویش تمام شب ادامه داشت تا اینکه صبح به پزشک مراجعه کرد.
💡 خفف الدواء الوجع بسرعة، فعاد الطفل إلى نومه الهادئ.
دارو به سرعت درد را تسکین داد و کودک به خواب آرام خود بازگشت.