والانحلال

🌐 و پوسیدگی

یعنی «و از هم گسیختگی» یا «و فروپاشی». «انحلال» به معنای حل شدن، گسستن، از بین رفتن پیوندها یا برچیده شدن یک ساختار است. این واژه می‌تواند در مورد جامعه، حکومت، اتحاد، نظم یا حتی یک مادهٔ شیمیایی به کار رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و پوسیدگی

📌 و انحلال

📌 و فروپاشی

📌 و اتمیزه کردن

📌 پیرولیز

📌 آنومی

جمله سازی با والانحلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عملية النمو والانحلال الدورية واضحة في العديد من النظم البيئية.

روند چرخه‌ای رشد و زوال در بسیاری از اکوسیستم‌ها مشهود است.

💡 تعمل المدارس على حماية الشباب من والانحلال من خلال التوجيه والأنشطة المفيدة.

مدارس از طریق راهنمایی و فعالیت‌های مفید، تلاش می‌کنند تا جوانان را از بزهکاری و فساد اخلاقی محافظت کنند.

💡 ربط الباحثون بين والانحلال الإداري وتراجع الخدمات العامة في بعض المؤسسات.

محققان، زوال اداری را با کاهش خدمات عمومی در برخی نهادها مرتبط دانسته‌اند.

💡 أدى والانحلال الأخلاقي في بعض المجتمعات إلى زيادة المشكلات الأسرية والاجتماعية.

افول اخلاق در برخی جوامع، افزایش مشکلات خانوادگی و اجتماعی را به دنبال داشته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران