استنفذ

🌐 خسته

استنفذ به معنای «نجات داد، بیرون کشید، رهانید» است. این فعل زمانی به کار می‌رود که کسی را از خطر، گرفتاری یا نابودی نجات دهند یا چیزی را از وضع نامطلوب بیرون آورند. در فارسی نزدیک‌ترین معنی آن «رها کردن از خطر» یا «نجات دادن» است.

فعل (verb)

📌 استفاده شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خسته شده است

جمله سازی با استنفذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استنفذتِ الشركةُ ميزانيتَها بسرعةٍ بسببِ سوءِ التخطيطِ وكثرةِ المصروفاتِ غيرِ الضرورية.

این شرکت به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف و هزینه‌های غیرضروری بیش از حد، به سرعت بودجه خود را تمام کرد.

💡 وبهذا القرار، استنفذ نبيل جميع سبل الانتصاف القانونية لرفع التهم عنه، وسيبقى في السجن حتى عام 2023.

با این تصمیم، نبیل تمام راه‌های قانونی برای لغو اتهامات علیه خود را طی کرده است و تا سال ۲۰۲۳ در زندان خواهد ماند.

💡 استنفذَ المتدرّبُ وقتهُ في مراجعةِ الدروسِ، لذلك دخلَ الاختبارَ بثقةٍ عاليةٍ.

کارآموز وقت خود را صرف مرور درس ها کرد، بنابراین با اعتماد به نفس بالایی وارد آزمون شد.

💡 ورُفض استئنافه وتم التمسك بعقوبته، وقد استنفذ جميع سبل الانصاف المحلية وأصبح إعدامه وشيكاً.

درخواست تجدیدنظر او رد و حکمش تأیید شد. او تمام راه‌های قانونی محلی را طی کرده بود و اعدامش قریب‌الوقوع بود.

💡 لقد استنفذ كل ثروته لبناء تلك السكك الحديدية ومنع الدخول إلى 99% من البلاد

او تمام ثروت خود را صرف ساخت آن راه‌آهن‌ها و مسدود کردن دسترسی به ۹۹٪ از کشور کرد.

💡 استنفذَ المريضُ كلَّ طاقتهِ في رحلةِ العلاجِ الطويلةِ، لكنه لم يفقدْ الأملَ في الشفاء.

بیمار تمام انرژی خود را در مسیر طولانی درمان از دست داد، اما امید به بهبودی را از دست نداد.

کلمات مرتبط