همسة
🌐 زمزمه
اسم (noun)
📌 زمزمه
📌 هیس
جمله سازی با همسة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الكهف، بدا أن كل همسة تتردد بلا نهاية.
در غار، به نظر میرسید هر زمزمهای بیوقفه طنینانداز میشود.
💡 أحببتُ همسةَ الجدِّ حين حكى لي سرًّا صغيرًا عن أيامِ الشبابِ.
من عاشق زمزمه پدربزرگ بودم، وقتی که راز کوچکی از دوران جوانیاش را برایم تعریف میکرد.
💡 كل همسة في المدرسة كانت تعود إلى محتويات كتاب أسرارها.
هر زمزمهای در مدرسه به محتویات کتاب اسرار او برمیگشت.
💡 اقتربتْ مني وقالتْ همسةً سريعةً قبلَ أن يغادرَ الجميعُ القاعةَ.
او به من نزدیک شد و قبل از اینکه همه سالن را ترک کنند، چیزی را به سرعت زمزمه کرد.
💡 كانت همسةُ الصديقِ في أذني كافيةً لتغييرِ قراري فورًا.
زمزمه آن دوست در گوشم کافی بود تا تصمیمم را فوراً عوض کنم.
💡 أعطيت همسة صغيرة ِل ُعدي الذي فتح عيناه ُ ْ ُ علنا استعداده الكامل
من آهسته به عدی گفتم که چشمانش را باز کرد و آشکارا آمادگی کامل خود را نشان داد.