نوعی
🌐 نوع
این واژه در فارسی نیز به کار میرود و دقیقاً به معنی «یک جور، یک مدل، گونهای از چیزی» است. اگرچه شکل آن شبیه عربی است، در فارسی بسیار طبیعی و رایج است. برای مثال: «نوعی غذا»، «نوعی موسیقی»؛ یعنی یک گونه یا مدل نامشخص از آن چیز.
صفت (adjective)
📌 کیفی
📌 خاص
📌 منحصر به فرد
📌 عمومی
جمله سازی با نوعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يبحث الطلاب عن أدوات نوعی تسهّل عليهم الدراسة والمراجعة.
دانشآموزان به دنبال ابزارهای باکیفیتی هستند که مطالعه و مرور مطالب را برایشان آسانتر کند.
💡 اشترى أبي جهازًا نوعی يساعده في إنجاز العمل بسرعة.
پدرم یک دستگاه باکیفیت خریده که به او کمک میکند کارش را سریع انجام دهد.
💡 هذا القماش نوعی ومناسب لصنع الملابس الفاخرة.
این پارچه از کیفیت بالایی برخوردار است و برای دوخت لباسهای لوکس مناسب است.