نظمت

🌐 سازمان یافته

این واژه می‌تواند به معنی «نظم دادم / سامان دادم / سرودم» باشد، بسته به اینکه فاعل چه کسی باشد و در چه ساختی آمده باشد. در عربی، «نظمتُ» یعنی «من نظم دادم» یا «من شعر گفتم»؛ اما به صورت «نظمت» بدون اعراب، باید با متن مشخص شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سازمان یافته

📌 برگزار شدند

📌 برگزار شد

📌 انجام شدند

📌 مرتب شده

جمله سازی با نظمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قامت التي نظمت الحفل بتوزيع المقاعد بعناية قبل وصول الضيوف.

برگزارکنندگان این مراسم قبل از ورود مهمانان، صندلی‌ها را با دقت چیدند.

💡 لم المدرسة نظمت رحلة تعليمية إلى المتحف، عاد الأطفال وهم أكثر شغفًا بالتاريخ.

وقتی مدرسه یک سفر آموزشی به موزه ترتیب داد، بچه‌ها با شور و شوق بیشتری نسبت به تاریخ برگشتند.

💡 إن بوسع ك أن تنهي العمل مبكرًا إذا نظمت وقتك جيدًا.

اگر زمان خود را به خوبی سازماندهی کنید، می‌توانید کار را زودتر تمام کنید.

💡 أظهرت المؤسسة اقوٰتها أثناء الأزمة عندما نظمت العمل بسرعة ومرونة.

این سازمان در طول بحران، با سازماندهی سریع و انعطاف‌پذیر کار، قدرت خود را نشان داد.

💡 إذا نظمت وقتي جيدًا، واستطيع إنهاء العمل قبل نهاية اليوم.

اگر وقتم را خوب سازماندهی کنم، می‌توانم کار را قبل از پایان روز تمام کنم.

💡 وضعی اليوم أفضل من الأمس بعد أن نظمت وقتي وارتحت قليلًا.

وضعیت امروز من بعد از اینکه وقتم را سازماندهی کردم و کمی استراحت کردم، بهتر از دیروز است.

💡 كانت الفتاة وٰعية بمسؤولياتها، لذلك نظمت وقتها بين الدراسة والعمل.

دختر از مسئولیت‌هایش آگاه بود، بنابراین وقتش را بین درس خواندن و کار کردن تنظیم کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران