اسبر

🌐 آسپر

این واژه در عربی به‌عنوان نام خاص یا صورت آوایی ممکن است دیده شود، اما در عربی معیار واژه‌ای بسیار رایج و مستقل نیست. گاهی می‌تواند به‌عنوان نام، لقب یا بخشی از واژه‌های دیگر بیاید. بنابراین معنای آن به کاربرد و متن وابسته است و بدون بافت، نمی‌توان تعریف دقیقی ارائه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اسپر

📌 اسبر

📌 ایزبر

📌 ازبار

جمله سازی با اسبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلب الفني من العامل أن يحضر اسبر المناسب قبل بدء الصيانة.

تکنسین از کارگر خواست که قبل از شروع تعمیر و نگهداری، قطعات یدکی مناسب را بیاورد.

💡 يستخدم المهندسون أحيانًا اسبر لفحص بعض القطع المعدنية في الورش المتخصصة.

مهندسان گاهی اوقات از یک پروب برای بررسی قطعات فلزی خاص در کارگاه‌های تخصصی استفاده می‌کنند.

💡 يخطط اسبر للقاء كبار قادته في أفغانستان حيث تعمل الولايات المتحدة لتحديد الطريق إلى الأمام في حرب استمرت 18 عامًا.

اسپر قصد دارد در حالی که ایالات متحده برای ترسیم مسیری به جلو در یک جنگ ۱۸ ساله تلاش می‌کند، با فرماندهان ارشد خود در افغانستان دیدار کند.

💡 احتاج الفريق إلى اسبر إضافي لإكمال التجربة في المختبر بسرعة.

این تیم برای تکمیل سریع آزمایش در آزمایشگاه به یک آسپر اضافی نیاز داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران