نظارته
🌐 عینکش
اسم (noun)
📌 عینکش
جمله سازی با نظارته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحث عن نظارته في كل مكان قبل أن يجدها في الحقيبة.
او همه جا را دنبال عینکش گشت تا اینکه آنها را در کیف پیدا کرد.
💡 عــى أي حــال ال بــد مشــرا عــدل كينــو مــن نظارتــه
در هر صورت، لازم است که کینو عینکش را بردارد.
💡 وضع عامر نظارته بهدوء وتحرك خارجا وهو يقول لقاسم:هجيلك اطمن عليكو بالليل.
عامر با آرامش عینکش را به چشم زد و بیرون رفت و به قاسم گفت: امشب میآیم و سری به تو میزنم.
💡 سقطت نظارته على الأرض، لكن الإطار لم ينكسر.
عینکش به زمین افتاد، اما قاب آن نشکست.
💡 وضع نظارته على الطاولة ثم خرج مسرعًا إلى الاجتماع.
عینکش را روی میز گذاشت و سپس با عجله به سمت جلسه رفت.
💡 خلع نظارته ورماها بال مباالة عىل الطاولة ثم لحقها قلم الرصاص
عینکش را برداشت و با بیتوجهی آن را روی میز انداخت، و به دنبالش مدادش را هم.