نبش
🌐 حفاری
فعل (verb)
📌 حفاری کردن
📌 نبش قبر کردن
📌 زباله گردی
📌 از بین بردن
اسم (noun)
📌 از بین بردن
📌 حفاری
جمله سازی با نبش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اجتماع العائلة نبش حقيقة مؤلمة كان يجب أن تُعالج بشكل علني.
این جلسه خانوادگی حقیقت دردناکی را آشکار کرد که باید علناً به آن پرداخته میشد.
💡 والطريقة الوحيدة لإثبات هذا هي نبش قبرها.
تنها راه اثبات این موضوع، نبش قبر اوست.
💡 أثناء الحفر، حدث نبش غير متوقّع في الموقع، فاستُدعي خبير الآثار فورًا.
در حین حفاری، یک حفاری غیرمنتظره در محل رخ داد و بلافاصله یک باستانشناس فراخوانده شد.
💡 قام العمّال بـ نبش الأرض قرب الطريق بحثًا عن أنابيب الماء المكسورة بعد الأمطار.
کارگران پس از باران، زمین نزدیک جاده را کندند تا لولههای آب شکسته را پیدا کنند.
💡 غالبًا ما يكون نبش الرفات للدراسة مثيرًا للجدل، خاصة في السياقات التاريخية.
نبش قبر برای مطالعه بقایای اجساد، به ویژه در زمینههای تاریخی، اغلب بحثبرانگیز است.
💡 لا ينبغي نبش الماضي المؤلم إذا كان سيزيد الخلاف بين أفراد العائلة.
اگر گذشتهی دردناک باعث افزایش اختلاف بین اعضای خانواده میشود، نباید آن را دوباره زنده کرد.