نایب
🌐 معاون
«نایب» در عربی بهمعنای «جانشین، نماینده، قائممقام» است. این واژه برای کسی بهکار میرود که از طرف شخص یا مقام دیگری عمل میکند یا بهجای او قرار میگیرد. مثلاً «نایب رئیس» یعنی «معاون رئیس» یا «جانشین رئیس». این واژه در فارسی نیز بسیار رایج است.
جمله سازی با نایب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عُيّن نایب في اللجنة لمتابعة شؤون القرية.
یک معاون برای پیگیری امور روستا در کمیته تعیین شد.
💡 شكر الناس نایب الحاكم على حضوره الفعّال للمناسبة.
مردم از معاون فرماندار به خاطر حضور فعالش در این مراسم تشکر کردند.
💡 حضر نایب المدير الاجتماع بدلاً عنه اليوم.
معاون مدیر امروز به جای او در جلسه شرکت کرد.