ناظري

🌐 چشمانم

«ناظري» به‌صورت کلی می‌تواند به معنای «ناظرِ من» یا «ناظرِ مربوط به من» فهمیده شود، چون «ـي» در عربی و فارسی می‌تواند نقش یای نسبت یا ضمیر داشته باشد. در بافت‌های مختلف، معنی دقیق آن فرق می‌کند و ممکن است به مالکیت یا نسبت اشاره کند. در فارسی، «ناظرِ من» یا «مربوط به ناظر».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 چشمان من

📌 ساعت من

📌 صورت من

📌 ساعت ما

📌 چشم من

📌 رادار من

جمله سازی با ناظري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلب المريض من الطبيب فحص ناظري بدقة بسبب الألم المتكرر.

بیمار به دلیل درد مکرر از پزشک خواست که چشمانش را به طور کامل معاینه کند.

💡 سقط القلم من ناظري فأسرعت إلى التقاطه.

خودکار از جلوی چشمم افتاد، بنابراین سریع آن را برداشتم.

💡 أتريد أن تبقي لهيب التدخين أما ناظري أم تريدني أن أفجر رأسك

می‌خوای دودِ آتیش رو جلوی چشمم نگه داری، یا می‌خوای سرت رو از بدنت جدا کنم؟

💡 أعجبني ناظري الجميل حين نظرت إليه تحت ضوء الشمس.

وقتی زیر نور خورشید به او نگاه کردم، چشمان زیبایش را تحسین کردم.

💡 حسناً، لَم يكن بمقدوري إبعاد ناظري عنها.

خب، نمی‌توانستم چشم از او بردارم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران