ناصعة

🌐 روشن

واژهٔ «ناصعة» به‌معنای روشن، سفیدِ خالص، صاف و بی‌لک و عیب است. این کلمه معمولاً برای توصیف رنگی بسیار درخشان و پاکیزه، یا چیزی که از نظر معنا و ظاهر کاملاً آشکار و بی‌نقص باشد به‌کار می‌رود. در فارسی می‌توان آن را نزدیک به «درخشان»، «سفیدِ ناب» یا «پاک و روشن» دانست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بی عیب و نقص

📌 روشن

📌 ترد

📌 بکر و دست نخورده

📌 مرواریدی

📌 ضد زنگ

جمله سازی با ناصعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ناصعة‬ ‫وقليم خيىش احلرف األول‬ ‫والقبلة األوىل‬ ‫والعناق األخري‪.

روشن و واضح، اولین نامه، اولین بوسه، و آخرین آغوش.

💡 ظهرت السماء ناصعة بعد هطول المطر وغسل الهواء من الغبار.

آسمان پس از بارش باران و شستن هوا از گرد و غبار، روشن به نظر می‌رسید.

💡 لاختيارها المناظر الطبيعية، اختارت القواش لتحقيق ألوان ناصعة وواضحة.

او برای انتخاب مناظر، گواش را انتخاب کرد تا به رنگ‌های روشن و شفاف دست یابد.

💡 بطلنا الخفي هو عامل النظافة الذي يحافظ على النظافة ناصعة بينما نادراً ما يُعترف به.

قهرمان پنهان ما نظافتچی‌ای است که همه جا را تمیز و مرتب نگه می‌دارد، در حالی که به ندرت شناخته می‌شود.

💡 اشترت العائلة ستائر ناصعة لتناسب لون الجدران الفاتح.

خانواده پرده‌های روشنی خریدند که با رنگ روشن دیوارها هماهنگ باشند.

💡 كانت أسنان الطفل ناصعة بسبب اهتمامه اليومي بالنظافة.

دندان‌های کودک به دلیل توجه روزانه‌اش به بهداشت، سفید و درخشان بودند.

کلمات مرتبط