میر

🌐 میر

این واژه در فارسی بیشتر به معنای بزرگ، سرور، رئیس یا عنوانی برای فردِ دارای شأن و منزلت است و در بعضی کاربردها به صورت پیشوندِ نام‌ها نیز می‌آید. در برخی بافت‌ها ممکن است به‌عنوان شکل کوتاه‌شدهٔ «امیر» یا عنوانی اشرافی فهمیده شود و در عربیِ کلاسیک، به‌صورت مستقل چندان رایج نیست.

اسم (noun)

📌 میر

📌 مر

📌 مادیان

📌 مایر

جمله سازی با میر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضر میر الاجتماع ممثلًا عن الشركة وشرح خطط التطوير المقبلة.

میر به عنوان نماینده شرکت در این جلسه حضور داشت و برنامه های توسعه پیش رو را تشریح کرد.

💡 سألنا میر عن موعد بدء الرحلة، فأجابنا بعد الاطلاع على الجدول.

از میر درباره تاریخ شروع سفر پرسیدیم و او پس از مشاهده برنامه به ما پاسخ داد.

💡 كان میر المسؤول عن ترتيب استقبال الضيوف في المهرجان الثقافي.

میر مسئول ترتیب دادن پذیرایی از مهمانان در جشنواره فرهنگی بود.