ميمون

🌐 فرخنده

«ميمون» در عربی معمولاً به معنی «خجسته، مبارک، خوش‌یمن» است؛ یعنی چیزی که باعث خیر و برکت باشد. این واژه در زبان فارسی هم به همین صورت وارد شده و در متون کهن به معنی «فرخنده» و «نیک‌فرجام» آمده است. البته در فارسی امروزی، «میمون» همچنین نام حیوان «میمون» را هم تداعی می‌کند، ولی در عربیِ کلاسیک معنای اصلی‌اش بیشتر «مبارک و خوش‌یمن» است.

اسم (noun)

📌 مندریل

📌 میمون

صفت (adjective)

📌 فرخنده

📌 خوش شانس

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 مبارک

جمله سازی با ميمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وثمة تطور ميمون آخر، هو تدشين لجنة الحقيقة والمصالحة في مطلع هذا الشهر.

یکی دیگر از تحولات فرخنده، راه‌اندازی کمیسیون حقیقت و آشتی در آغاز این ماه است.

💡 وصل ميمون إلى المطار قبل الموعد بساعة كاملة.

میمون یک ساعت زودتر به فرودگاه رسید.

💡 أعتقد أنك ميمون بممثلين رائعين.

فکر می‌کنم خوش‌شانسی که چنین بازیگران فوق‌العاده‌ای داری.

💡 اختار العلماء المحلقين بالمروحية فوق أضخم كتلة ذائبة من الجليد فصل صيف ميمون لدراسة هذا الذوبان.

دانشمندانی که با هلیکوپتر بر فراز بزرگترین توده یخ در حال ذوب پرواز می‌کردند، تابستانی فرخنده را برای مطالعه این ذوب شدن انتخاب کردند.

💡 كان ميمون سعيدًا جدًا بنتيجة الامتحان النهائية.

میمون از نتیجه امتحان نهایی بسیار خوشحال بود.

💡 تحدثتُ مع ميمون عن مشروعنا الجديد في المساء.

عصر با میمون در مورد پروژه جدیدمان صحبت کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران