موقت

🌐 موقت

به معنای «دیرپا نبودن، موقتی، برای مدت محدود» است. این واژه برای چیزی به‌کار می‌رود که دائمی نیست و فقط برای زمان مشخص یا کوتاهی برقرار است.

اسم (noun)

📌 تایمر

صفت (adjective)

📌 موقت

📌 زمان بندی شده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 موقت

جمله سازی با موقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يوجد إغلاق موقت للطريق بسبب أعمال الصيانة الجارية.

به دلیل عملیات تعمیر و نگهداری، جاده موقتاً مسدود است.

💡 طلب المدير توظيف عامل موقت لتغطية غياب أحد الموظفين.

مدیر درخواست استخدام یک کارمند موقت را برای پوشش غیبت یکی از کارمندان کرد.

💡 عُيّن عامل موقت في المصنع خلال فترة زيادة الطلب.

در دوره‌ای که تقاضا افزایش یافته بود، یک کارگر موقت در کارخانه استخدام شد.

💡 ومع ذلك، وبعد صدور تعليماته، علَّقت أجهزة الأمن بشكل موقت صدور ثلاث صحف على الأقل بسبب ما نشرته من أخبار.

با این حال، به دنبال دستورالعمل‌های او، سرویس‌های امنیتی انتشار حداقل سه روزنامه را به دلیل اخباری که منتشر کرده بودند، موقتاً متوقف کردند.

💡 نُقل المرضى إلى قسم موقت إلى أن تنتهي عملية التعقيم.

بیماران تا زمان تکمیل فرآیند استریلیزاسیون به یک بخش موقت منتقل شدند.

💡 يعمل عامل موقت في المستودع حتى نهاية المشروع.

یک کارگر موقت تا پایان پروژه در انبار مشغول به کار است.

کلمات مرتبط