موزع
🌐 توزیعکننده
اسم (noun)
📌 توزیعکننده
📌 دلال
📌 پخش کننده
صفت (adjective)
📌 توزیع شده
📌 گسترش
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 پخش کننده
جمله سازی با موزع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يعمل موزع الصحف منذ الفجر ليصل بالجرائد إلى القراء في الوقت المناسب.
توزیعکنندهی روزنامه از سپیدهدم مشغول کار بوده تا روزنامهها را به موقع به دست خوانندگان برساند.
💡 المصادقة على تعرفة بيع الكهرباء من موزع الى آخر.
تصویب تعرفه فروش برق از یک توزیعکننده به توزیعکننده دیگر.
💡 السابق موزع صحف يجد رضيعا على قارعة الطريق
مامور سابق توزیع روزنامه، نوزادی را در کنار جاده پیدا کرد
💡 قتيل و18 جريحا جراء انفجار في أكبر موزع للغاز في النمسا
انفجار در بزرگترین شرکت توزیع گاز اتریش یک کشته و ۱۸ زخمی برجای گذاشت
💡 تعاقدت الشركة مع موزع محلي لضمان وصول المنتجات إلى الأسواق بسرعة.
این شرکت با یک توزیعکننده محلی قرارداد بست تا اطمینان حاصل کند که محصولات به سرعت به بازارها میرسند.
💡 شرح موزع الكهرباء سبب انقطاع التيار في الحي خلال الليلة الماضية.
مسئول توزیع برق دلیل قطعی برق دیشب در این محله را توضیح داد.