منفرد

🌐 مجرد

یعنی «تنها، یگانه، جدا، مستقل». این واژه برای چیزی یا کسی به‌کار می‌رود که از دیگران جدا باشد یا به‌صورت تک و مستقل وجود داشته باشد. در منطق، دستور زبان و کاربردهای عمومی، معنای «واحد و غیرمزدوج» هم از آن فهمیده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 انفرادی

📌 مجرد

📌 فردی

📌 تنها

📌 به تنهایی

📌 یکجانبه

📌 کف پا

جمله سازی با منفرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اختار الباحث عملاً منفرد ًا يركز فيه على موضوع محدد جدًا.

محقق یک اثر واحد را انتخاب کرد که در آن بر یک موضوع بسیار خاص تمرکز داشت.

💡 انا اجرب، افكر في ان ادخل عزف منفرد بالقيتار

دارم امتحان می‌کنم؛ دارم به این فکر می‌کنم که یک تک‌نوازی گیتار انجام بدهم.

💡 قرر اللاعب منفرد ًا تنفيذ الخطة دون انتظار تعليمات إضافية.

بازیکن تصمیم گرفت خودش نقشه را اجرا کند، بدون اینکه منتظر دستورالعمل‌های بعدی بماند.

💡 هو خجول، لكنه يستطيع أن يبدأ بشكل مذهل بعزف منفرد على الجيتار.

او خجالتی است، اما می‌تواند به طرز شگفت‌انگیزی با تک‌نوازی گیتار شروع کند.

💡 ‬أردفني على ظهر جواده وجاء بي‬ ‫إلى بيت جميل منفرد ‪.

او مرا سوار اسبش کرد و به خانه‌ای زیبا و خلوت آورد.

💡 يعيش الكاتب حياة منفرد ة في الريف ليتفرغ للتأليف والقراءة.

نویسنده در حومه شهر زندگی انفرادی دارد تا خود را وقف نوشتن و خواندن کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران