منع

🌐 منع کردن

یعنی «جلوگیری کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممنوع کردن». این واژه از ریشه‌ای است که مفهوم جلوگیری و بازداری می‌دهد.

جمله سازی با منع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬و لما رأيتها آتية‬ ‫من بعيد لم أستطع منع دموعي من السقوط‪

وقتی از دور دیدمش که دارد می‌آید، نتوانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم.

💡 في المطبخ، يساعد تعقيم الأسطح على منع انتشار الجراثيم بسرعة.

در آشپزخانه، ضدعفونی کردن سطوح به جلوگیری از پخش سریع میکروب‌ها کمک می‌کند.

💡 كان ويسکي موضوعًا على الطاولة في الحفل، لكن المضيف منع الجميع من لمسه قبل انتهاء العشاء.

ویسکی روی میز مهمانی بود، اما میزبان همه را از دست زدن به آن تا پایان شام منع کرد.

💡 شددت المدرسة قواعدها، و منع الغش داخل الامتحانات حفاظًا على العدالة بين الطلاب.

مدرسه قوانین خود را سختگیرانه‌تر کرد و تقلب در امتحانات را ممنوع کرد تا عدالت بین دانش‌آموزان حفظ شود.

💡 حاول الجيران منع الأذى عن الأطفال أثناء العاصفة.

همسایه‌ها سعی کردند در طول طوفان از بچه‌ها محافظت کنند.

💡 ‬منع عنهم البقشيش مما‬ ‫سيؤدي إلى تجويعهم بمعنى الكلمة‪

دریغ کردن انعام از آنها، به معنای واقعی کلمه آنها را از گرسنگی خواهد کشت.

💡 ناقش الخبراء أساليب منع التلاعب علی االستيالء على الموارد الحيوية.

کارشناسان در مورد روش‌های جلوگیری از دستکاری و تصرف منابع حیاتی بحث کردند.

💡 حاول المدير منع المخاشنة بين الموظفين ودعاهم إلى الحوار الهادئ.

مدیر سعی کرد از مشاجره بین کارمندان جلوگیری کند و آنها را به گفتگوی آرام دعوت کرد.

💡 ‬فحاول اهلروب‬ ‫عنك حاول هتدئة عقلي الثائر ِ‬ ‫منك حاول كثرياً منع نفسي ِ‬ ‫ِ‬ ‫بك

پس سعی می‌کنم از تو فرار کنم، سعی می‌کنم ذهن سرکشم را از تو آرام کنم، سخت تلاش می‌کنم تا خودم را از تو دور نگه دارم

💡 طلبت الشرطة من السائقين منع الاقتراب من موقع الحادث.

پلیس از رانندگان خواسته است از محل حادثه دور بمانند.

💡 حاول الطبيب منع حتف المريض في اللحظات الأخيرة.

پزشک در آخرین لحظه سعی کرد از مرگ بیمار جلوگیری کند.

کلمات مرتبط