منساته
🌐 فراموشی او.
«منساته» یعنی «عصای او / چوبدستی او». این واژه در عربی به «عصا» یا «چوبی که کسی به آن تکیه میکند» اشاره دارد و ضمیر «ه» به «او» برمیگردد. در برخی متون دینی و ادبی، این واژه برای عصای شخصی به کار میرود.
جمله سازی با منساته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وجد العامل منساته بجانب الباب بعد انتهاء الترميم.
کارگر پس از پایان مرمت، چنگالش را کنار در پیدا کرد.
💡 سقطت منساته من يده عندما انحنى ليرفع الحجر.
وقتی خم شد تا سنگ را بردارد، عصایش از دستش افتاد.
💡 حمل البنّاء منساته الثقيلة إلى موقع العمل باكرًا.
سازنده ابزار سنگین خود را زود به محل کار برد.