من أبي

🌐 از پدرم

یعنی «از پدرم» یا «از سوی پدرم». «أبي» یعنی «پدر من»، بنابراین این ترکیب برای بیان مبدأ، تعلق یا نقل از پدر استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از پدرم

📌 از بابام.

📌 از طرف بابا

📌 از پدرم بیشتر

جمله سازی با من أبي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعلمت من أبي قيمة العمل الجاد والصدق في التعامل.

من از پدرم ارزش سخت‌کوشی و صداقت در معاملات را آموختم.

💡 استمعت من أبي إلى نصيحةٍ لن أنساها طوال حياتي.

نصیحتی از پدرم شنیدم که تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد.

💡 قبلَ السفرِ الطويلِ، طلبتُ من أبي أن يراجعَ مركزًا صحيًا لإجراءِ فحصٍ طبيٍّ عامٍّ للاطمئنانِ.

قبل از سفر طولانی، از پدرم خواستم برای اطمینان خاطر و معاینه عمومی به یک مرکز درمانی مراجعه کند.

💡 تعلمت من أبي أن التواضع لا يقلل من قيمة الإنسان بل يرفعها.

از پدرم یاد گرفتم که فروتنی نه تنها از ارزش انسان کم نمی‌کند، بلکه آن را بالا می‌برد.

💡 أخذت من أبي بعض الكتب القديمة التي أحبها كثيرًا.

چند کتاب قدیمی از پدرم گرفتم که خیلی دوستشان داشتم.

💡 ‬كل‬ ‫طلباتي من أبي التي طالما ألححت عليه بها بدت لي في تلك اللحظة غير‬ ‫ضرورية وتافهة‪

تمام درخواست‌هایم از پدرم که همیشه روی آنها پافشاری می‌کردم، در آن لحظه برایم غیرضروری و پیش پا افتاده به نظر می‌رسیدند.

کلمات مرتبط