مکتبي
🌐 دفتر من
یعنی «مکتب / دفتر من»؛ ضمیر ـي به معنی «من» یا «متعلق به من» است.
صفت (adjective)
📌 دسکتاپ
📌 یقه سفید
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دفتر من
جمله سازی با مکتبي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاجُ مکتبي إلى ترتيبٍ جديدٍ لأن الأوراق تكدّستْ فوقه طوال الأسبوع.
میزم به یه چیدمان جدید نیاز داره چون تمام هفته کاغذها روش تلنبار شدن.
💡 وضعتُ كتبي على مکتبي ثم بدأتُ أراجع الدروس استعدادًا للامتحان.
کتابهایم را روی میزم گذاشتم و بعد شروع کردم به مرور درسها برای آمادگی در امتحان.
💡 جلستُ في مکتبي أكتبُ رسالةً طويلةً إلى صديقي القديم بعد منتصف الليل.
بعد از نیمه شب در دفترم نشسته بودم و داشتم نامهای طولانی برای دوست قدیمیام مینوشتم.