مقبوض
🌐 برگزار شد
این واژه به معنی «قبضشده»، «دریافتشده»، یا «در اختیار گرفتهشده» است؛ در زبان حقوقی و مالی میتواند به چیزی گفته شود که تحویل گرفته شده یا به دست آمده، و در بعضی کاربردها به معنی «فشرده» یا «منقبض» نیز نزدیک میشود.
صفت (adjective)
📌 دستگیر شد
📌 تحت بازداشت
📌 اسیر شده
📌 دستگیر شده
📌 گرفتار
📌 دریافت شده
جمله سازی با مقبوض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ، كنت تقريبآ مقبوض علي في المكان الذى أخبرنى أن انتظرة فيه
تقریباً در جایی که به من گفت منتظرش بمانم، دستگیر شدم.
💡 وبعد أن انتهوا قال لي أحدهم إنني مقبوض عليّ.
بعد از اینکه کارشان تمام شد، یکی از آنها به من گفت که من بازداشت هستم.
💡 كان المبلغ مقبوض ًا رسميًا بعد توقيع الاستلام من الطرفين.
این مبلغ پس از امضای رسید توسط هر دو طرف، رسماً دریافت شد.
💡 أكد المحاسب أن القسط مقبوض في السجلات ولا توجد عليه أي ملاحظات.
حسابدار تأیید کرد که وجه در سوابق دریافت شده و هیچ نکتهای در مورد آن وجود ندارد.
💡 أنظري, هل أنا مقبوض علي أو شيء ما؟
ببین، من بازداشتم یا یه همچین چیزی؟