مفزع

🌐 ترسناک

«مفزع» به‌معنای پناهگاه، محل پناه بردن، یا چیزی است که انسان هنگام ترس و درماندگی به آن رو می‌آورد. این واژه از ریشه‌ای مرتبط با ترس و فریاد کمک خواستن می‌آید و می‌تواند به شخص، مکان یا چیزی اشاره کند که باعث آرامش و نجات از خوف می‌شود. در فارسی می‌توان آن را «پناه»، «پناهگاه» یا «مایهٔ نجات در سختی» ترجمه کرد.

صفت (adjective)

📌 نگران کننده

📌 وحشتناک

📌 ترسناک

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 تکان دهنده

📌 وحشتناک

📌 وحشت

جمله سازی با مفزع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان الصوت مفزع ًا في منتصف الليل وأيقظ جميع سكان الحي.

این صدا در نیمه شب وحشتناک بود و همه ساکنان محله را از خواب بیدار کرد.

💡 إن المنحى الذي يسلكه الاتجار العالمي بالأسلحة التقليدية مفزع بصورة مماثلة.

روندی که در تجارت جهانی سلاح‌های متعارف در حال وقوع است، به همین ترتیب نگران‌کننده است.

💡 شاهدتُ حادثًا مفزع ًا على الطريق السريع صباح اليوم.

امروز صبح شاهد یک تصادف وحشتناک در بزرگراه بودم.

💡 مرّت الأسرة بلحظة مفزع ة عندما انقطع التيار فجأة.

خانواده با قطع ناگهانی برق، لحظه وحشتناکی را تجربه کردند.

💡 كان الأفق مفزع بالحروب الداخلية والخارجية.

افق، آکنده از جنگ‌های داخلی و خارجی، هولناک بود.

💡 ‬استطرد حسن قائال‪:‬‬ ‫وأبي يتطلع َّ‬ ‫داهمني خيال مفزع‪

حسن ادامه داد و گفت: «و پدرم داشت نگاه می‌کرد که ناگهان رؤیایی وحشتناک مرا فرا گرفت.»

کلمات مرتبط