مفترس

🌐 حریص

به معنای «درنده، شکارچیِ حیوانات، یا حیوان وحشیِ گوشت‌خوار» به‌کار می‌رود؛ و در کاربرد مجازی می‌تواند دربارهٔ انسانِ بسیار خشن و بی‌رحم هم گفته شود. در فارسی نزدیک به «وحشی‌صفت» یا «درنده‌خو» است.

صفت (adjective)

📌 درنده

📌 حریص

📌 گوشتخوار

📌 وحشی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکارچی

جمله سازی با مفترس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حذَّرَ المرشدُ السياحَ من الحيوانِ مفترس الذي يعيشُ قربَ النهرِ.

راهنما به گردشگران در مورد حیوان درنده‌ای که در نزدیکی رودخانه زندگی می‌کند، هشدار داد.

💡 ‬يتفحص المكان بعينين‬ ‫المعتين تضيئان وسط وجهه األسود فيبدو كحيوان مفترس جائع يبحث‬ ‫عن فريسة‪

او با چشمان درخشانش که از میان صورت سیاهش می‌درخشید، همه جا را از نظر گذراند و او را مانند یک شکارچی گرسنه که به دنبال طعمه می‌گردد، نشان داد.

💡 ظهرَ في الوثائقيِّ نمرٌ مفترس يطاردُ غزالًا بينَ الأشجارِ الكثيفةِ.

این مستند، ببر درنده‌ای را نشان می‌داد که در میان درختان انبوه، غزال را تعقیب می‌کرد.

💡 ‬فأنت إذا كنت تتضور جوعاً مث ً‬‫بيدك قطعة من أشيي أنواع الطعام ىل يمكنك أن تتناوليا وىناك حيوان مفترس يطاردك؟

بنابراین، اگر گرسنه باشید و تکه‌ای غذا در دست داشته باشید، آیا می‌توانید آن را در حالی که یک شکارچی شما را تعقیب می‌کند، بخورید؟

💡 تحاول صغيرة سمكة القرش الليموني الفرار من مفترس غير متوقع

یک بچه کوسه لیمویی تلاش می‌کند از دست یک شکارچی غیرمنتظره فرار کند.

💡 شاهدَ الصيادُ أسدًا مفترس في الغابةِ يقتربُ من فريستهِ بهدوءٍ شديدٍ.

شکارچی در جنگل شیر درنده ای را دید که خیلی آرام به طعمه اش نزدیک می شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران