معطل

🌐 معلول

یعنی توقیف‌شده، معطل‌مانده، یا بی‌کار و متوقف. این واژه می‌تواند برای کسی یا چیزی به کار رود که کارش پیش نمی‌رود یا در حالت انتظار و توقف قرار دارد.

اسم (noun)

📌 مانع

📌 اخلال گر

صفت (adjective)

📌 شکسته

📌 معیوب

📌 نقص عملکرد

📌 معلول

📌 غیرفعال شده

جمله سازی با معطل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت السيارة معطل ة عند مدخل الحي منذ الصباح.

ماشین از صبح در ورودی محله خراب شده بود.

💡 أعلن المدير أن النظام معطل مؤقتًا للصيانة الدورية.

مدیر اعلام کرد که سیستم به دلیل تعمیرات روتین موقتاً از کار افتاده است.

💡 بقي المصعد معطل ًا طوال النهار بسبب عطل كهربائي.

آسانسور به دلیل نقص الکتریکی تمام روز از سرویس خارج بود.

💡 يمكن أن يتسبب ترس معطل في تدمير تجربة المشاهدة بالكامل للجمهور.

یک چرخ دنده شکسته می‌تواند تجربه تماشای مخاطب را کاملاً خراب کند.

💡 يمكن أن يتسبب مرحل معطل في تعطل النظام بأكمله بشكل غير متوقع.

یک رله معیوب می‌تواند باعث از کار افتادن غیرمنتظره کل سیستم شود.

💡 يمكن لنظام كابلات معطل أن يعيق الاتصال للعديد من المستخدمين.

یک سیستم کابل‌کشی معیوب می‌تواند ارتباط بسیاری از کاربران را مختل کند.

کلمات مرتبط