معطلة

🌐 معلول

شکل مؤنثِ «معطل» است و به معنای متوقف، بلااستفاده، تعطیل‌شده یا معطل‌مانده می‌آید. این واژه هم برای چیزها و هم برای حالت زنانه در عربی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکسته

📌 نقص عملکرد

📌 معیوب

📌 معلول

📌 اختلال آفرین

📌 پایین هستند

جمله سازی با معطلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت الة لااط معطلة في الشركة، لذلك تأخر الموظفون في إنهاء بعض المهام.

برق شرکت قطع شده بود، بنابراین کارمندان در انجام برخی کارها با تأخیر مواجه شدند.

💡 يمكن أن تؤدي قطعة توصيل معطلة إلى مشاكل كبيرة في أنظمة السباكة.

یک کانکتور معیوب می‌تواند منجر به مشکلات عمده‌ای در سیستم‌های لوله‌کشی شود.

💡 تسبب العاصفة المطرية المفاجئة في غمر الشوارع بسرعة، معطلة حركة المرور.

رگبار ناگهانی باران باعث آبگرفتگی سریع خیابان‌ها و اختلال در رفت و آمد شد.

💡 المدرسة معطلة اليوم بسبب سوء الأحوال الجوية.

به دلیل بدی هوا، مدرسه امروز تعطیل است.

💡 ظلت الحافلة معطلة على الطريق حتى وصلت المساعدة.

اتوبوس تا رسیدن کمک، همچنان در جاده خراب بود.

💡 أبلغتنا الشركة أن الخدمة ستكون معطلة لعدة ساعات.

شرکت به ما اطلاع داد که سرویس برای چند ساعت قطع خواهد بود.

کلمات مرتبط