معاهد

🌐 موسسات

این واژه می‌تواند به معنای «پیمان‌دار، متعهد، طرفِ عهد و پیمان» باشد. در برخی کاربردها نیز به کسی گفته می‌شود که با دیگری عهد بسته یا به تعهدی پایبند است؛ گاهی هم در معنای «مکان عهد / عهدنامه» دیده می‌شود، ولی معنای رایج‌تر همان متعهد و عهدبسته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 موسسات

📌 مدارس

📌 کالج‌ها

📌 موسسه

📌 حوزه‌های علمیه

جمله سازی با معاهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فهو يشكل جوهر التلمذة الصناعية، ويوفر العمود الفقري للمحتوى في معاهد التكنولوجيا (المعروفة أيضا باسم الكليات التقنية أو المعاهد الفنية).

این هسته اصلی کارآموزی را تشکیل می‌دهد و ستون فقرات محتوا را در مؤسسات فناوری (که به عنوان کالج‌های فنی یا مؤسسات حرفه‌ای نیز شناخته می‌شوند) فراهم می‌کند.

💡 زار الطلاب معاهد علمية متقدمة للتعرف إلى أساليب البحث الحديثة.

دانش‌آموزان از مؤسسات علمی پیشرفته بازدید کردند تا با روش‌های نوین تحقیق آشنا شوند.

💡 تعمل معاهد كثيرة في المدينة على تعليم اللغات الأجنبية.

بسیاری از موسسات در این شهر زبان‌های خارجی تدریس می‌کنند.

💡 وتستند هذه الأنشطة والنصوص المستخدمة على موضوعات واقعية وجدت في معاهد التعليم العالي.

این فعالیت‌ها و متون بر اساس مباحث دنیای واقعی موجود در مؤسسات آموزش عالی تدوین شده‌اند.

💡 وقال أيضًا إنه من المهم دعم معاهد الأسرة وإنشاء مجتمع جامع.

او همچنین گفت که حمایت از مؤسسات خانوادگی و ایجاد یک جامعه فراگیر مهم است.

💡 افتتحت الحكومة معاهد جديدة لتدريب الشباب على المهارات الحديثة.

دولت مؤسسات جدیدی را برای آموزش مهارت‌های مدرن به جوانان افتتاح کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران