معالف

🌐 فیدرها

این واژه در عربی رایج و معیار بسیار شناخته‌شده نیست و ممکن است شکلِ نادر یا اشتباهِ واژه‌ای دیگر باشد. اگر از ریشه «علف» باشد، می‌تواند به چیزی مربوط به خوراک دام، علوفه، یا آخور و محل خوراک‌دهی اشاره کند. برای معنای دقیق، نیاز به متن و قرینه دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قفسه‌ها

جمله سازی با معالف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امتلأت معالف الطيور بالحَبّ مع بداية الصباح الباكر.

دانخوری‌های پرندگان در ابتدای صبح زود پر از غلات شد.

💡 نظّف العاملُ معالف الماشية قبل توزيع الطعام عليها.

کارگر قبل از توزیع غذا بین گاوها، آخور آنها را تمیز کرد.

💡 وضع المزارعُ معالف جديدة في الحظيرة لتسهيل الإطعام.

کشاورز دانخوری‌های جدیدی را در طویله قرار داد تا تغذیه آسان‌تر شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران