علف
🌐 خوراک
اسم (noun)
📌 یونجه
📌 علوفه
اسم / فعل (noun / verb)
📌 خوراک
📌 علوفه
جمله سازی با علف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جففت شمس مشرقة العشب المقطوع، محولة إياه إلى علف مثالي.
آفتاب درخشان، علفهای بریده شده را خشک کرد و آنها را به علوفهای عالی تبدیل نمود.
💡 اشترى المزارع علف ًا كافيًا لإطعام الحيوانات طوال الأسبوع.
کشاورز علوفه کافی برای تغذیه حیوانات برای کل هفته خرید.
💡 أحب ان أبقي محبوبا ً وديعا ً حتى يسلم لي وصول علف الطعام والشراب الى حضيرتي
من دوست دارم گلهام را مطیع و آرام نگه دارم تا غذا و نوشیدنی به سلامت به قفسم برسد.
💡 يحتاج الفلاح إلى علف جيد للحفاظ على صحة الماشية.
دامدار برای حفظ سلامت دامهایش به علوفه مرغوب نیاز دارد.
💡 وتم أخذ العسكر السيارة ليحملوا عليها علف وبرسيم للخرفان
سربازها ماشین را بردند تا برای گوسفندان علوفه و شبدر بار کنند.
💡 وضع العامل علف الطيور في الحظيرة صباحًا.
کارگر صبح دانهی پرندگان را در انبار گذاشت.