مطو
🌐 مطوعه
این واژه بهتنهایی در عربی معیار روشن و رایج نیست و احتمالاً شکل کوتاهشده یا نادرِ واژهای دیگر است. ممکن است با ریشههایی چون «طَوَى» یا «مُطْوٍ» ارتباط داشته باشد، اما در این صورت باید ساختار آن دقیقتر باشد. بدون بافت زبانی، معنی قطعی برای «مطو» نمیتوان داد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تا شده
📌 بادبزنی
📌 دولا
📌 نورد شده
📌 دستبند زده
📌 دوباره تا شد
جمله سازی با مطو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أخذ الطفل مطو من الجيب وبدأ يفتحه ليصلح الورقة الممزقة.
کودک پارچهای تا شده از جیبش بیرون آورد و شروع به باز کردن آن کرد تا کاغذ پاره شده را تعمیر کند.
💡 كان الرسام يحمل مطو صغيرًا في حقيبته لقصّ بعض المواد الخفيفة.
نقاش یک چاقوی کوچک در کیفش داشت که برای بریدن برخی از مواد سبک استفاده میکرد.
💡 طلب العامل مطو جديدًا بعد أن فُقد القديم في الورشة.
کارگر پس از اینکه چاقوی تاشوی قدیمیاش در کارگاه گم شد، درخواست یک چاقوی تاشوی جدید کرد.