مضيق

🌐 تنگه

یعنی «تنگه»؛ مانند تنگه‌ای میان دو دریا یا دو بخش خشکی. همچنین در معنای «تنگ و محدود» هم می‌آید.

اسم (noun)

📌 تنگه

📌 فیورد

📌 باریک

📌 آلوده کردن

📌 صدا

📌 گذرگاه

جمله سازی با مضيق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقفَ الصيادونَ قربَ المضيقِ يراقبونَ تغيّرَ الرياحِ واتجاهَ الماءِ.

ماهیگیران نزدیک تنگه ایستاده بودند و به تغییر باد و جهت آب نگاه می‌کردند.

💡 وفي الفترة نفسها، راحت الصين تطور بنشاط أسلحة صاروخية وتختبرها، غير بعيد عن مضيق تايوان.

در همین دوره، چین به طور فعال سلاح‌های موشکی را توسعه داده و آزمایش کرد، که فاصله چندانی با تنگه تایوان نداشت.

💡 وقالت البحرية الملكية الأسبوع الماضي، إن قطعها البحرية رافقت بأمان نحو 90 سفينة تجارية بريطانية، محملة بما يقرب من 6 ملايين طن من البضائع عبر مضيق هرمز، على مدى الشهرين الماضيين.

نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا هفته گذشته اعلام کرد که کشتی‌های جنگی این کشور طی دو ماه گذشته حدود ۹۰ کشتی تجاری بریتانیایی را که حامل نزدیک به ۶ میلیون تن بار بودند، با خیال راحت از تنگه هرمز عبور داده‌اند.

💡 الحكومة التايوانية أصدرَ a بيان... القول الذي أيّ حركة مِن قِبل الصينيين أزرق داكن إلى مضيق تايوانِ... سَيُعتَبرُ عمل حربي.

دولت تایوان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد هرگونه اقدام نیروی دریایی چین در تنگه تایوان، به منزله اعلام جنگ تلقی خواهد شد.

💡 يُعدُّ المضيقُ مهمًّا للتجارةِ الدوليةِ ولحركةِ الملاحةِ البحريةِ.

این تنگه برای تجارت بین‌المللی و ناوبری دریایی اهمیت دارد.

💡 مرّت السفنُ عبرَ المضيقِ الضيّقِ وسطَ حذرٍ شديدٍ بسببِ الأمواجِ العاليةِ.

کشتی‌ها به دلیل امواج بلند، با احتیاط فراوان از تنگه باریک عبور می‌کردند.