مضجعه

🌐 تخت او

یعنی بستر او، جای خواب او، یا محل آرمیدن او. این واژه از «مضجع» با ضمیر متصل ساخته شده و بسته به جمله می‌تواند به تخت، آرامگاه، یا محل استراحتِ شخصی مشخص اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تخت او

جمله سازی با مضجعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لن يمانع، وهو يحتفظ بها تحت مضجعه هناك، فقط...

او اهمیتی نمی‌دهد، و آن را همانجا زیر تختش نگه می‌دارد، فقط...

💡 رتبت الأم مضجعه بعنايةٍ قبل أن ينام.

مادر قبل از اینکه او بخوابد، با دقت رختخوابش را مرتب کرد.

💡 استيقظ الرجل من مضجعه قبل شروق الشمس.

مرد قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار شد.

💡 بقي الطفل في مضجعه لأنه كان متعبًا جدًا.

کودک به دلیل خستگی زیاد در رختخوابش ماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران