مضايق

🌐 تنگه‌ها

جمعِ «مضيق» به معنای تنگناها، گذرگاه‌های باریک، یا محل‌های تنگ و محدود است. همچنین در معنای مجازی برای دشواری‌ها، محدودیت‌ها و فشارهای زندگی یا کار به کار می‌رود.

جمله سازی با مضايق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعرف الخرائط القديمة مواقع مضايق كثيرة في تلك المنطقة.

نقشه‌های قدیمی موقعیت بسیاری از آبدره‌ها را در آن منطقه نشان می‌دهند.

💡 ‬وكان شكله باين عليه أنه مضايق من طريقه رميه‬ ‫للشنطة في الكرسي اللي ورا وركوبه العربية‪.

از اینکه کیف را روی صندلی عقب انداخت و سوار ماشین شد، انگار دلخور شده بود.

💡 ‬لما بابقى مضايق بكون متخيلك قدامى‬ ‫وواخدانى في حضنك وبشكيلك‪.

وقتی ناراحتم، تو را روبرویم تصور می‌کنم، در آغوشت گرفته‌ام و از تو شکایت می‌کنم.

💡 ‬فقام مضايق ألنه‬ ‫منبه محدش يطلع فوق طول ما هو موجود‪.

پس برخاست و گفت: «تا وقتی او آنجاست، کسی حق ندارد از پله‌ها بالا برود.»

💡 ‬اول امبارح بالليل‬ ‫لما كلمتك كان شكلك مضايق ولما سألتك قولت هتقولى‬ ‫بكره وجه بكره وخلص وما قولتش وانا بقى متأكده ان‬ ‫فى حاجة لسه مضيقاك‪.

پریشب که باهات حرف زدم، انگار ناراحت بودی و وقتی ازت پرسیدم گفتی فردا بهم میگی. فردا هم اومد و رفت و تو هیچی نگفتی و مطمئنم که یه چیزی هنوز داره اذیتت میکنه.

💡 مرّت السفينة عبر مضايق ضيقة وسط الرياح الشديدة.

کشتی در میان بادهای شدید از تنگه‌های باریک عبور کرد.

💡 ‫أما وليد كان راجع مضايق ومهموم ألن تاني يوم الزم يرد‬ ‫على النادي‪.

در مورد ولید، او ناراحت و نگران برگشت زیرا روز بعد باید به باشگاه پاسخ می‌داد.

💡 تقع هذه الجزر عند مضايق بحرية مهمة للملاحة الدولية.

این جزایر در تنگه‌های دریایی مهمی برای دریانوردی بین‌المللی واقع شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران