مصد
🌐 بافر
این صورت نیز در عربی معیار بسیار روشن و رایج نیست و ممکن است شکل ناقص یا اشتباهنویسی از واژهای دیگر باشد. اگر از ریشههای نزدیک به «صدّ» یا «مَصدّ» باشد، میتواند معنای «بازدارنده، مانع، یا محلّ جلوگیری» بدهد. در فارسی بسته به کاربرد، شاید بتوان آن را «مانع» یا «جلوگیر» ترجمه کرد، اما بدون بافت، معنی قطعی ندارد.
اسم (noun)
📌 سپر
📌 گلگیر
جمله سازی با مصد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت السيارة المهجورة تحتوي على مصد خلفي غارق من سنوات الإهمال.
این ماشین رها شده به دلیل سالها بیتوجهی، سپر عقب گودی داشت.
💡 وضع العمال مصد ًا خشبيًا لمنع دخول الحيوانات.
کارگران برای جلوگیری از ورود حیوانات، مانعی چوبی قرار دادند.
💡 يوجد مصد حجري قديم عند مدخل القرية.
در ورودی روستا یک سد سنگی قدیمی وجود دارد.
💡 بعد الحادث، كانت هناك حاجة ملحة لإصلاح مصد سيارتها المكسور.
بعد از تصادف، نیاز فوری به تعمیر سپر شکسته ماشینش احساس شد.
💡 أظهر فحص الجزء الأمامي وجود مصد مكسور يحتاج إلى استبدال فوري.
بازرسی از قسمت جلو نشان داد که سپر شکستهای نیاز به تعویض فوری دارد.
💡 وقف الحارس عند مصد الباب طوال الليل.
نگهبان تمام شب کنار در ایستاده بود.