مصارع

🌐 کشتی‌گیر

جمعِ «مصرع» است و در عربی به چند معنی به کار می‌رود؛ از جمله «میدان کشتی» یا «جای نبرد»، و نیز در شعر به «نیم‌مصراع» یا بخشی از بیت گفته می‌شود. در فارسی بسته به متن، می‌تواند «جای کشتی» یا بخش‌های شعری را معنی دهد.

اسم (noun)

📌 کشتی‌گیر

📌 گلادیاتور

📌 جنگنده

📌 گراپلر

📌 ماتمن

جمله سازی با مصارع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يوجد مصارع للثيران واحد فقط لهذه المجموعة إسمة

فقط یک گاوباز در این گروه وجود دارد، نام او ...

💡 ‬ورأيت جرأة‬ ‫الكواكبي تدك اركان الديكتاتورية في مصارع االستبداد‪

من جسارت کواکبی را در برچیدن ستون‌های دیکتاتوری در نبرد علیه استبداد دیدم.

💡 ‬كأنه مصارع أمريكي وبيده هراوة كفيلة‬ ‫بتحطيم الواحد منا بضربة واحدة

او مثل یک کشتی‌گیر آمریکایی با چماقی است که می‌تواند هر کدام از ما را با یک ضربه له کند.

💡 فاز مصارع الفريق بالمركز الأول في البطولة الوطنية.

کشتی گیر این تیم در مسابقات قهرمانی کشور مقام اول را کسب کرد.

💡 تدرب مصارع شاب لسنوات حتى أصبح من أفضل اللاعبين.

یک کشتی‌گیر جوان سال‌ها تمرین کرد تا اینکه به یکی از بهترین بازیکنان تبدیل شد.

💡 وقف مصارع مشهور أمام الجمهور بثقة كبيرة قبل بداية النزال.

یک کشتی‌گیر مشهور قبل از شروع مسابقه با اعتماد به نفس در مقابل تماشاگران ایستاد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران