مشرف

🌐 سرپرست

به معنای «مطلع»، «ناظر»، «مشرف بر» یا «بلند و مرتفع». این واژه هم می‌تواند صفتِ مکانی باشد، مانند جایی که بر محل دیگری اشراف دارد، و هم به معنای کسی که بر چیزی نظارت می‌کند. در فارسی امروز نیز «مشرف» گاهی به معنی ناظر و سرپرست به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 سرپرست

📌 ناظم

📌 مدیر

صفت (adjective)

📌 نظارت

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 محترم

جمله سازی با مشرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حضر مشرف المشروع لاختبار النتائج قبل التسليم النهائي.

سرپرست پروژه برای آزمایش نتایج قبل از تحویل نهایی حضور داشت.

💡 استقبلنا مشرف المدرسة بابتسامة وسأل عن أحوال الطلاب.

ناظم مدرسه با لبخند به استقبالمان آمد و احوال دانش آموزان را پرسید.

💡 ‫وأنه إن لم يتم القضاء على الدكتاتوريات واضطهادها الطويل والمستمر فلن يكون هناك وجود مشرف للعرب‬ ‫في هذا العالم المتغير باستمرار‪.

و اینکه اگر دیکتاتوری‌ها و ظلم طولانی و مداوم آنها از بین نرود، اعراب در این دنیای دائماً در حال تغییر، حضور شرافتمندانه‌ای نخواهند داشت.

💡 استقبل الجميع مشرف الموقع، وكلهم يرتدون سترات الأمان والخوذات الصلبة.

سرپرست سایت به همه خوشامد گفت و همه جلیقه ایمنی و کلاه ایمنی به سر داشتند.

💡 كان مشرف الفريق حازمًا في متابعة التفاصيل اليومية.

سرپرست تیم در پیگیری جزئیات روزانه قاطع بود.

💡 كلمسة أخيرة، رش مشرف الديكورات بعض الغبار السحري على إعداد المسرح.

به عنوان آخرین اقدام، طراح صحنه مقداری گرد جادویی روی صحنه پاشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران