مشبوه

🌐 مشکوک

«مشبوه» به معنی «مشکوک» یا «دارای ظاهری که باعث تردید و سوءظن می‌شود» است. وقتی چیزی یا کسی مشبوه توصیف می‌شود، یعنی رفتار، ظاهر یا وضعیتش طوری است که اعتماد کامل ایجاد نمی‌کند و ممکن است با شک و تردید همراه باشد.

صفت (adjective)

📌 مشکوک

📌 سایه دار

📌 خطرناک

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 مظنون

📌 متهم

جمله سازی با مشبوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدا الرجل مشبوه ًا عندما وقف قرب السيارة طوال الليل.

مرد وقتی تمام شب نزدیک ماشین ایستاده بود، مشکوک به نظر می‌رسید.

💡 هل لا حظت اي نشاط مشبوه في الآونة الأخيرة حول منزلك؟

آیا اخیراً متوجه فعالیت مشکوکی در اطراف خانه خود شده‌اید؟

💡 تلقى الجيران بلاغًا عن شخص مشبوه يتجول قرب المدرسة.

همسایه‌ها گزارشی مبنی بر پرسه زدن یک فرد مشکوک در نزدیکی مدرسه دریافت کردند.

💡 لاحظ الحارس تصرفًا مشبوه ًا في الممر الخلفي للمبنى.

نگهبان متوجه فعالیت مشکوکی در راهروی پشتی ساختمان شد.

💡 ‬وبعد مضي‬ ‫وقت قالت إنه حان الوقت للخروج ولكن قبل هذا علينا أن نحبس أنفاسنا ونصغي‬ ‫جيدا إن كان هناك أي صوت مشبوه يصدر من األعلى‪.

بعد از مدتی، او گفت وقت بیرون رفتن است، اما قبل از آن باید نفسمان را حبس می‌کردیم و با دقت گوش می‌دادیم که آیا صدای مشکوکی از بالا می‌آید یا نه.

💡 نقرت بجهل على رابط مشبوه في البريد الإلكتروني.

من ناخواسته روی یک لینک مشکوک در ایمیل کلیک کردم.