مسقط

🌐 مسقط

«مسقط» واژه‌ای شناخته‌شده در عربی است و به معنای «جای افتادن، محل سقوط، محل فرود آمدن» می‌آید. از این واژه در ترکیب‌هایی مانند «مسقط الرأس» نیز استفاده می‌شود که به معنای «زادگاه» است، یعنی جایی که سرِ نوزاد در آنجا قرار گرفته و در آن به دنیا آمده است. همچنین نام پایتخت عمان نیز «مسقط» است.

اسم (noun)

📌 زادگاه

📌 طرح ریزی

جمله سازی با مسقط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يعمل صديقي في مسقط منذ ثلاث سنوات، ويزورنا كلما سنحت له الفرصة.

دوستم سه سال است که در مسقط کار می‌کند و هر وقت فرصتی پیدا کند به ما سر می‌زند.

💡 كتب الصحفي تقريرًا من مسقط عن الفعاليات الثقافية والاقتصادية في المدينة.

این روزنامه‌نگار گزارشی از مسقط در مورد رویدادهای فرهنگی و اقتصادی این شهر نوشت.

💡 أعطتني دورة مكثفة في المطبخ المحلي قبل أن أزور مسقط رأسها.

قبل از اینکه به زادگاهش بروم، یک دوره فشرده آشپزی محلی برایم گذاشت.

💡 سافرنا إلى مسقط في عطلة الشتاء، واستمتعنا بجوها الهادئ وأسواقها الجميلة.

ما در طول تعطیلات زمستانی به مسقط سفر کردیم و از فضای آرام و بازارهای زیبای آن لذت بردیم.

💡 الشوارع الهادئة في مسقط رأسي تحتفظ بالعديد من الذكريات الغالية من طفولتي.

خیابان‌های آرام زادگاهم خاطرات ارزشمند بسیاری از دوران کودکی‌ام را در خود جای داده‌اند.

💡 وُلدَ الطبيبُ في مسقط الراس، ثم عادَ إليها بعد سنواتٍ طويلةٍ ليخدمَ أهلَها في المستشفى العام.

این پزشک در زادگاهش متولد شد، سپس پس از سال‌ها به آنجا بازگشت تا در بیمارستان دولتی به مردمش خدمت کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران