مستلقيا
🌐 دراز کشیده
فعل (verb)
📌 دروغ گفتن
وجه وصفی (participle)
📌 سجده کرده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 دراز کشیده
📌 بسترسازی شده
📌 تخت خوابانده شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دروغ گفتن
جمله سازی با مستلقيا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاهد الرجل الأخبار على مستلقيا في غرفة المعيشة.
مرد در حالی که در اتاق نشیمن دراز کشیده بود، اخبار را تماشا میکرد.
💡 كان هابيل مستلقيا فوق العشب الأخضر.
هابیل روی چمن سبز دراز کشیده بود.
💡 قرأ الطفل الكتاب على مستلقيا فوق السرير بعد العشاء.
کودک بعد از شام در حالی که روی تخت دراز کشیده بود، کتاب را خواند.
💡 ظلّت القطة نائمة على مستلقيا تحت النافذة طوال النهار.
گربه تمام روز زیر پنجره دراز کشیده و خواب بود.
💡 يوضع المريض مستلقيا على ظهره على سطح صلب.
بیمار به پشت روی یک سطح سفت قرار داده میشود.
💡 فسيراني مستلقيا ً على السرير والوسادة إلى اعلى ورأسي عليها
مرا خواهی دید که روی تخت دراز کشیدهام، بالش را بالا گذاشتهام و سرم را روی آن گذاشتهام.