مستسلم
🌐 تسلیم شدن
«مستسلم» از ریشه «سلم / استسلام» است و به معنی «تسلیمشده، گردننهاده، پذیرفته و دست از مقاومت کشیده» میآید. این واژه برای کسی بهکار میرود که خود را به دیگری یا به شرایط واگذار کرده باشد. در فارسی، «تسلیمشده».
صفت (adjective)
📌 تسلیم شد
📌 تسلیم شدن
📌 استعفا داد
📌 مطیع
جمله سازی با مستسلم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا الرجل مستسلم للحزن بعد فقدان أحد أقاربه في الحادث.
به نظر میرسید که این مرد پس از از دست دادن یکی از بستگانش در این حادثه، در غم و اندوه فرو رفته است.
💡 أو مصاب أو مستسلم أو بكونك مدني أو طرف غير مقاتل
یا زخمی، تسلیم شده، یا به عنوان یک غیرنظامی یا غیررزمی
💡 لا ينبغي للطالب أن يكون مستسلم أمام الصعوبات في طريق النجاح.
یک دانشآموز نباید در مواجهه با مشکلات در مسیر موفقیت، تسلیم شود.
💡 رفض الفريق أن يكون مستسلم رغم تأخره في النتيجة حتى الدقائق الأخيرة.
این تیم با وجود اینکه تا دقایق پایانی از حریف عقب بود، تسلیم نشد.