مزينة

🌐 تزئین شده

«مُزَیَّنة» صورت مؤنثِ «مزیّن» است و به‌معنای «آراسته»، «تزئین‌شده» یا «زیباسازی‌شده» می‌آید. این واژه برای توصیف اشیاء یا فضاهایی به کار می‌رود که با وسایل تزئینی یا جلوه‌های ظاهری، زیباتر شده‌اند.

اسم (noun)

📌 کمد

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تزئین شده

جمله سازی با مزينة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت القاعة مزينة بطريقة جعلت الطعام أكثر شهية وجاذبية.

سالن به شکلی تزئین شده بود که غذاها اشتهاآورتر و جذاب‌تر به نظر می‌رسیدند.

💡 كانت المخباة الخشبية مزينة بنقوش قديمة تدل على مهارة الصانع المحلي.

صندوق چوبی با حکاکی‌های باستانی تزئین شده بود که مهارت صنعتگر محلی را نشان می‌داد.

💡 ظهرت وتابیٰ في النسخة الخطية مزينة بعلامة فوق الألف، فاحتاج الأمر إلى تدقيق.

کلمه «وَطَبی» در نسخه خطی با علامتی بالای حرف «الف» آمده است، بنابراین نیاز به بررسی داشت.

💡 اشترى السائح ساعةً نجومیّ الشكل مزينة برسومٍ فلكية جميلة.

توریست یک ساعت به شکل ستاره خرید که با نقاشی‌های نجومی زیبا تزئین شده بود.

💡 أحضر الضيوف والحلوی الخاصة بالمناسبة، وكانت مزينة بشكل أنيق ومميز.

مهمانان برای این مراسم شیرینی آورده بودند که به شکلی شیک و متمایز تزئین شده بود.

💡 كانت المدينة مزينة بفٰتنين جميلة تجذب الأنظار في الليل.

شهر با فانوس‌های زیبایی مزین شده بود که شب‌ها توجه را به خود جلب می‌کردند.

💡 وصلت السيارة مزينة بشرائط ملوّنة في موكب العرس.

ماشین با روبان‌های رنگارنگ در میان جمعیت حاضر شد.

کلمات مرتبط