مرتاب

🌐 شک کردن

مرتاب به معنی «شک‌کننده، تردیدکننده، دودل، بدگمان» است. این واژه از ریشه‌ای مرتبط با شک و تردید می‌آید و برای کسی به کار می‌رود که نسبت به چیزی یقین ندارد یا در آن تردید دارد.

صفت (adjective)

📌 پارانوئید

📌 مشکوک

📌 شکاک

📌 ناباورانه

📌 لیری

📌 شک کردن

📌 بی‌اعتماد

جمله سازی با مرتاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كنتُ مرتاب ًا في البداية، لكنّ الشرح أقنعني لاحقًا.

اولش شک داشتم، اما توضیحات بعداً قانعم کرد.

💡 ما زلت مرتاب قليلًا بشأن استخدامها في المركبات.

من هنوز در مورد استفاده از آنها در وسایل نقلیه کمی شک دارم.

💡 نظر إليّ مرتاب ًا لأنه لم يفهم سبب تأخري.

با شک به من نگاه کرد چون دلیل تاخیرم را نفهمیده بود.

💡 عدا عن مشكلة غضبه، إنه مرتاب وغير مستقر.

گذشته از مشکل خشمش، او مشکوک و بی‌ثبات است.

💡 بدا الرجل مرتاب ًا من القصة، فسأل عن التفاصيل بدقة.

به نظر می‌رسید مرد به داستان مشکوک است، بنابراین جزئیات دقیق را پرسید.

💡 ألي يُمْكِنُ أَنْ يُعلّمَه لا شيء سوى لِكي يَكُونَ مرتاب من كُلّ شخصِ.

علی نمی‌تواند چیزی به او یاد بدهد جز اینکه به همه بدگمان باشد.

کلمات مرتبط