مِراع

🌐 چوپان

این واژه به‌معنای «رعایت‌کننده، توجه‌کننده یا کسی که ملاحظه می‌کند» به‌کار می‌رود و از ریشه‌ای می‌آید که مفهومِ توجه، پاس‌داشتن و در نظر گرفتنِ حالِ دیگران را می‌رساند. در برخی کاربردها ممکن است به چیزی هم اشاره کند که مورد رعایت و توجه قرار می‌گیرد.

صفت (adjective)

📌 متفکر

📌 با ملاحظه

📌 بی‌ملاحظه

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مرتع

جمله سازی با مِراع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ليس من اللائق أن تتصرف بشكل مراع ٍ لمشاعر الآخرين في الحوار.

رفتار کردن به گونه‌ای که در یک مکالمه ملاحظه احساسات دیگران را بکند، مناسب نیست.

💡 المدير طلب من الموظفين أن يكونوا أكثر مراع ةً لوقت العملاء.

مدیر از کارمندان خواست که بیشتر به وقت مشتریان توجه کنند.

💡 يجب أن يكون الطالب مراع ًا لظروف زملائه أثناء العمل الجماعي.

دانش آموز باید در حین کار گروهی، ملاحظه حال همکارانش را بکند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران