مرارة

🌐 تلخ

«مرارة» به معنی تلخی است، هم به معنای واقعیِ مزهٔ تلخ و هم به معنای رنج، تلخ‌کامی، یا دشواری. این واژه از همان ریشهٔ «مرار» و «مرّ» می‌آید. در پزشکی نیز «مرارة» به معنی کیسهٔ صفرا است، اما در کاربرد عمومی بیشتر همان تلخی و تلخ‌کامی مد نظر است.

اسم (noun)

📌 تلخی

📌 كيسه صفرا

📌 تلخ

📌 صفرا

📌 تندخویی

📌 کینه توزی

جمله سازی با مرارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 » ترك الخمر مرارة أزلية يف فمه مل يستطيع إزالتها‬ ‫لكنه فضل الخمر عىل أي يشء آخر‪

شراب تلخی ابدی در دهانش گذاشت که نمی‌توانست آن را از بین ببرد، اما شراب را به هر چیز دیگری ترجیح می‌داد.

💡 ذاقوا مرارة الانتظار حين تأخر وصول القطار ساعاتٍ طويلة.

آنها تلخی انتظار را وقتی قطار ساعت‌ها تأخیر داشت، تجربه کردند.

💡 تذوّقنا مرارة القهوة العربية من دون سكر في الصباح الباكر.

ما صبح زود تلخی قهوه عربی بدون شکر را چشیدیم.

💡 ‫ي‬ ‫مثل نب ّ‬ ‫جاءه الوحي‬ ‫وعرف أنّها مرارة التجربة‪

همچون پیامبری که وحی دریافت می‌کرد و می‌دانست که این وحی، تلخیِ تجربه است

💡 تحملت الأمّارة مرارة الفقد، لكنها بقيت صابرة قوية أمام الناس.

آن زن تلخی فقدان را تحمل کرد، اما در مقابل مردم صبور و قوی ماند.

💡 ‬واعاني مرارة غسيلها في المستشفيات التي يصيبني‬ ‫الغثيان منها‪

من تلخی انجام دیالیز در بیمارستان‌ها را تحمل می‌کنم، که باعث حالت تهوع من می‌شود.

💡 ‬فكنا نريدهم حتي آخر الرحلة ولكنهم‬ ‫إكتفوا بحلو البداية وتركوا لنا مرارة النهاية.

ما آنها را تا پایان سفر می‌خواستیم، اما آنها به شیرینی آغاز سفر بسنده کردند و تلخی پایان راه را برای ما به جا گذاشتند.

💡 شعر المريض مرارة الدواء قبل أن يشرب الماء مباشرةً.

بیمار درست قبل از نوشیدن آب، تلخی دارو را احساس کرد.

💡 تحملت مرارة الفشل بصبرٍ حتى بدأت من جديد.

او تلخی شکست را صبورانه تحمل کرد تا اینکه دوباره شروع کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران